على محمدى خراسانى
101
شرح رسائل (فارسى)
و منافاتى با اعتبار و اشتراط علم ندارد . 2 - اشكال دوّم آنست كه : نه تنها آيهء نفر نسبت به اطلاق و تقييد ساكت است يعنى ظهور در اطلاق ندارد و مطلق نيست تا قابل تمسك باشد بلكه آيه شريفه ناطق است و ظهور دارد در اعتبار و اشتراط علم يعنى دلالت مىكند بر اينكه بايد انذار علمى باشد تا بشود بدان ترتيب اثر داد بيان ذلك : اوّل آيه دلالت مىكند بر اينكه از هر قومى بر طائفهاى نفر واجب است ، سپس دلالت دارد بر اينكه هدف و غرض اصلى از اين نفر تفقه در دين است و بدون شك منظور از دين يك سلسله احكام ظاهريه صوريه نيست بلكه منظور واقعيات و حقايق است و منظور احكام واقعيه و نفسالامريهء اسلام است يعنى احكامى كه در واقع و لوح محفوظ ثبت و ضبط است يعنى واجب و حرامى كه عند اللّه و عند المعصوم وجود دارد و دائر مدار مصالح و مفاسد واقعيه و نفسالامريهاى است كه در متعلقات آنها وجود دارد پس غرض خداوند از كوچيدن عدهاى به مدينه آنست كه مسلمانان از سرچشمه و از زبان وحى حقايق دين را بياموزند تا به مصالح برسند و از مفاسد دور شوند سپس دلالت مىكند بر اينكه هدف اصلى از تفقه در دين و آگاهى به حقايق اسلامى عبارتست از انذار القوم و منظور از انذار قوم عبارتست از انذار آنان به همان حقايق و واقعياتى كه فراگرفتهاند نه به غير آن سپس آيه دلالت مىكند بر اينكه هدف از انذار هم برحذر بودن است ، قبول حقايق است ، تسليم شدن در برابر آنها است آنگاه در اينجا قضيهاى درست مىشود و آن اينكه يجب التسليم عند الاحكام الواقعية ، موضوع اين قضيه ، احكام واقعيه است و محمول آن وجوب تسليم است آنگاه اوّل بايد موضوع را كه الحكم الفلانى واجب واقعى مثلا او حرام واقعى احراز بشود تا حكم وجوب قبول و حذر كردن برآن بار شود و احراز موضوع در صورتيست كه يقين كنيم به صدق مخبر در اخبارش به وجوب جمعه مثلا عند